روانکاوی

تعریف روانکاوی

تعریف روانکاوی: واژه انگلیسی سایکو آنالیسس Psychoanalysis از دو لفظ سایکو به معنی روان و آنالیسس به معنی تجزیه و تحلیل ترکیب شده است که رویهم رفته به معنی تجزیه و تحلیل روانی و یا در اصطلاح امروزی به معنی روانکاوی است. منظور از روانکاوی، شناخت سطح روانی نیست، بلکه هدف آن است که انگیزه […]

تعریف روانکاوی:
واژه انگلیسی سایکو آنالیسس Psychoanalysis از دو لفظ سایکو به معنی روان و آنالیسس به معنی تجزیه و تحلیل ترکیب شده است که رویهم رفته به معنی تجزیه و تحلیل روانی و یا در اصطلاح امروزی به معنی روانکاوی است. منظور از روانکاوی، شناخت سطح روانی نیست، بلکه هدف آن است که انگیزه های درونی و عمقی رفتار و اختلالات روانی را شناسایی کنیم و پس از تجزیه و تحلیل، مراجع را در غلبه بر آنها یاری دهیم و یا اینکه رفتار انسان را به نحو شایسته ای تبیین کنیم. یک تعریف کلی این است که روان درمانی شکلی از درمان مسائل و مشکلاتی است که ماهیت عاطفی دارند و در آن، یک فرد متخصص عمدا یک رابطه ی تخصصی و حرفه ای با مراجع برقرار می کند و هدفش آن است که علایم و نشانه های موجود را برطرف کند، یا تغییر دهد و موجبات رشد و تکامل مثبت شخصیت را فراهم آورد.
روانکاوی از نظر تاریخی سه معنی متفاوت داشته است:
1.روانکاوی آن نظام روانشناسی است که از افکار فروید نشات گرفته است و بالاخص بر نقش ناهشیاری و نیروهای پویای عملکرد روانی تاکید می ورزد. در نظام روانشناسی فروید، سعی بر آن است که تمامی تجلیات فرهنگی، روانی و اجتماعی فرد مورد بررسی و تبیین قرار گیرد.
2.روانکاوی شکلی از درمان است که از تداعی آزاد استفاده می کند و بر تجزیه و تحلیل انتقالها و مقاومتها تاکید می ورزد. از این رو، روانکاوی از شعبه های اصلی روان پزشکی است.
3.روانکاوی، بعضی اوقات، برای آن مورد استفاده قرار گرفته است تا شیوه ی فرویدی را از شیوه ی فرویدی های جدید و حیطه ی خاص روانکاوی متمایز کند.
کتاب نظریه های مشاوره و روان درمانی از عبدالله شفیع آبادی صفحه 61